تبليغاتX
دختر کاه گلی
خاطرات و درد دلهای دختر کاه گلی

هر چی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقئنه مال تو

این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن

تویی و بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مرگ من

اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود

دل تو شکسته بودن همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مث سایه مث رویا

اما بیدارم و بی تو مث تو تنهای تنها

هر چی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقئنه مال تو

این شبای بی قراری مال من

 

بچه ها تو رو خدا نگین کسی بهم خیانت کرده یا نه!آخه خدایی فکر می کنین از مادر زاده شده کسی که بتونه به من خیانت کنه؟

در جواب دوست عزیزم هم صالح جان باید بگم که:بله اگه شوهر یکی رفت مکه بعد زن اون شوهر گریه کرد خیانته چون وقتی ازدواج کردن باید با هم برن اگه هم اسم یکی در نیومد اون یکی حق نداره بره!مفهومه؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط مهشید | 

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

                                            خیانت؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

نیمه ی شعبان مطلع خورشید فروزان مهدی در ظلمت تاریخ رو به همه ی حق پرستان تبریک عرض می کنم...

سلام بر مهدی خورشید جانها و امید انسانهای واقعی نه انسان نماها!!!

مهدی یادگار پیامبران.خلاصه ی ابراهیم.عصاره ی محمد و زنده کننده ی سنتهای راستین!!! اسلام است و پیروان واقعی او همچون خودش اهل قیام و انقلابند!

بیا با چشمان منتظر و دلی سرشار از امید منتظر آمدنش باشیم در انتظار روزی که با گامهای محکم و سبزش دنیا را پر از عدالت می کند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط مهشید | 

تولد حضرت علی اکبر و روز جوان رو به همه ی جوان دل ها تبریک عرض می کنم

امروز همه ی مردم پاک نیت دنیا رو دعا کردم!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

یه عطش مونده به دریا

یه قدم مونده به رویا

یه نفس مونده به آواز

یه غزل مونده به پرواز

یه ترانه مونده تا یار

یه طنین مونده به آوار

یه ستاره مونده تا روز

یه سفر مونده به دیروز

بگو تا لحظه ی دیدار چند تا لب ریختگی مونده

چند تا بغض تلخ نشکن چند تا آواز نخونده

با تو تا تو می رسم من

بی حصار سرد پیرهن

می گذرم از این گذرگاه

واسه پیدا کردن ماه

واسه کشف آخرین زخم

تا پل معلق اخم

سر می رم تا لب بارون

تا شب گریه ی مجنون

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

خالی شد ساغر شب از رخ مهتاب

می پیچد بوی خزان در دل بی تاب

شام من بی تو بی سحر مانده

داغ من بی تو بی شرر مانده

دل خسته از شب افتاده از پا

کی می رسد باز میلاد فردا

خاکستر عشق در سینه برجاست

ققنوسی از نور در سایه پیداست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا به من نزدیک است و فرشته ها برایم دعا می کنند که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.یادم باشد که قاصدکی در راه است که بها ر نزدیک است که فردا منتظرم می مانند که من راه رفتن می دانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها و من تنها نیستم.

اگر روزی آسمان دیگر نبارد اگر خورشید انوارش را به زمین هدیه نکند اگر شب آرامش نبخشد اگر درخت دست پر بارش را برای همگان باز نگذارد خداوند سکوت کند و نیایش هایم را پاسخ نگوید ابری می شوم و لطافت خداوندی را که به من ارزانی شده به دیگران می بخشم.گرمای محبت الهی را که مرا آرامش بخشیده به همگان هدیه می کنم.با نعمت هایش انسانها را شادمانی می بخشم و آن قدر با پروردگارم سخن می گویم تا پاسخی بیابم که همه ی نداشتن هایم را جبران کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

خدایا این شبها که فرشته ها بیش تر در زمین حضور دارند.این شبها که سایه ی رحمت و مهربانیت زمین و زمینیان را فرا گرفته.این شبها که لطف تو چند صد برابر شده مرا از بخشش و عفوت محروم مکن.وجودم را از مهربانی و لطفت لبریز کن و به من بیاموز زندگی را آنگونه که تو برایم خواسته ای دوست بدارم.من به رحمت و لطف تو نیازمندم.

خدای محبوب من وجودت امید و آرزوی مرا افزون کرد و عفو و بخششت برتر از عمل و کردار من است.پس مرا به ملاقات خود شاد گردان.

خدایا نیکی تو در روزها و شبهای زندگی ام پیوسته شامل حال من بوده.پس نیکی ات را در هنگام مرگ و پس از آن از من قطع مکن.

خدای من اگر من شایسته ی رحمتت نیستم اما تو شایسته ای که بر من مهربانی کنی و مرا ببخشی چرا که تو مهربانترین مهربانانی...!!!

میلاد سقای تشنگان دشت کربلا آقا ابوالفضل العباس(ع) را به ساحت مقدس آقا امام زمان(عج) تمام عدالت دوستان تبریک عرض می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط مهشید | 

میلاد با سعادت بزرگ مرد کربلا رو به ساحت مقدس آقا امام زمان(عج) و همه ی عدالت دوستان تبریک عرض می کنم.

من امسال این روزها رو روزه می گیرم.به امید برآورده شدن همه ی آرزوهای همه ی مردم پاک نیت دنیا!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط مهشید | 
بابا اینجا چرا قاطیه؟بازم لینک نمیشین!!!

اه.نه دیگه شوق آپ کردن دارم نه اینکه به دوستام سر بزنم.بچه ها می خوام لینکتون کنم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط مهشید | 
بابا من چرا شما ها رو میلینکم تو صفحه وبم نمی آد؟

یکی به داد من بی سواد برسه.آخه بگو سواد نداری مجبوری؟تو برو همون زیست شناسیتو بخون!

هوی به زیست شناسی توهین نکنا!آقا صالح بیا حالشو بگیریم دو تایی!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط مهشید |