تبليغاتX
دختر کاه گلی
خاطرات و درد دلهای دختر کاه گلی

۸ آبان:همه ی شهامتمو تو صدام جمع کردم.وای چه قدر خالی شدم.چه قدر آروم با هم حرف زدیم!از چه چیزهایی بی خبر بودم...

و جالب اینکه همون روز عصر ساعت ۴ به طور کاملا اتفاقی دیدمش!!!

خدایا شکرت...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط مهشید |